تبليغاتX
 الهم عجل لولیک الفرج پرسش مهر 9 راههای خدمتگزاری چیست؟
 

ويژگي هاي معلم نمونه در قرآن

تواضع

اولين ويژگي يک معلم نمونه ، تواضع و فروتني است تا شاگردان مشکلات خود درسي و غيردرسي را به راحتي با معلم خود مطرح نموده و از اين طريق هم استفاده علمي ببرند و هم درس زندگي بياموزند. چنانکه رسول اکرم نيز مي فرمايند: «خداوند به من وحي نمود که فروتن باشيد.»

فروتني يعني تسليم در برابر حق ، احترام به همنوعان ، اعتراف و شناسايي مقام واقعي خود و حقوق ديگران که همگي از ثبات روحي و آرامش رواني سرچشمه مي گيرد.

 

مهرباني

از آنجا که همه شاگردان بدون اختيار تاثيرات خلقي و رفتاري معلمان را مي پذيرند و به آن سمت کشيده مي شوند لذا يکي از صفاتي که در وجود يک معلم نمونه ، ضروري و لازم است ؛ برخورد همراه با روي گشاده و مهربان است. تا شاگردان نيز تحت تاثير اين برخورد معلم هم بتوانند به راحتي مشکلات خود را بيان نموده و هم از راهنمايي هاي معلم بهره لازم را ببرند و هم خود داراي روحيه گشاده در برخورد با اجتماع و مردمان شوند. تغييرات اخلاقي تنها با پند و اندرز و موعظه صورت نمي پذيرد بلکه زماني اين مهم تحقق پيدا مي کند که همراه با عمل و رفتار انساني باشد.

هميشه به ياد داشته باشيم که زير بناي رابطه عاطفي که ميان معلم و شاگرد برقرار مي شود ، روحيات و خلقيات معلم است نه روش تدريس او.

 

اخلاق نيکو

يکي از شروط اساسي معلمي داشتن اخلاق نيکو و نرمي در گفتار است.

به گونه اي که بتواند همه شاگردان را به خود جذب کند و دلهاي آنان را به دست آورد. چنانکه خداوند در آيه 44سوره مبارکه طه مي فرمايد: «فقولا له قولا لينا ؛ به او به نرمي سخن بگوييد»

لطافت و نرمي در گفتار متکلم ، مخاطبان را به سوي او جذب مي کند و اين خود يکي از عواملي است که باعث مي شود درس ها و پند و اندرزهاي متکلم در مخاطبان تاثير بنهد. امام باقرع در تفسير آيه: «قولواللناس حسنا» مي فرمايد «قولا للناس اءحسن ما تحبون ائن يقال لکم ؛ با مردم با بهترين نوعي که دوست داريد با شما سخن گفته شود، سخن بگوييد.»

معلم بايد همانگونه که انبياي الهي در جذب دلهاي مردم مي کوشيدند تا بتوانند آنها را به راه راست هدايت نمايند، در جذب دلهاي شاگردان بکوشد تا بتوانند آنها را به شيوه صحيح ارشاد و راهنمايي کرده و از گرداب هاي موجود در جامعه آگاه سازد.»

 

صبر

خداوند در قرآن کريم صابران را مي ستايد و مي فرمايد: «والله يحب الصبرين ؛ 13 خداوند صابران را دوست دارد.»

اين خطاب که همه مردمان جهان را در بر مي گيرد به انسان ها درس بردباري و صبوري در مقابل مشکلات و سختي ها را مي دهد تا بدين وسيله مورد رضايت و محبت خداي تعالي قرار گيرند و در جاي ديگري مي فرمايد: «ائلم نشرح ل صدر» و انشراح صدر است که امکان شکيبايي و صبر را فراهم مي کند.

معلم نيز بايد صبور و بردبار باشد ، بخصوص معلمان دوره هاي ابتدايي که با کودکاني روبرو هستند که هم در سنيني هستند که بسيار پرتحرک و ناآرام اند و هم به تازگي از جمع خانوادگي خود جدا شده و پاي در محيط مدرسه نهاده اند.

لذا يک معلم نمونه بايد در مقابل ناآرامي هاي دانش آموزان خود، شيطنت ها و حتي دير درک کردن مطلب و ديرفهمي هاي دانش آموزان صبور و بردبار بوده و با آنها با مدارا رفتار نمايند زيرا که با صبر مي توان به کارهاي مهم دست يافت و چه بسا همين دانش آموزان پر تحرک و ناآرام و حتي گاه ديرفهم ، آينده اي بسيار درخشان و چشمگيري داشته باشند که در پرتو صبوري و مداراي معلم در آينده اي نزديک جلوه گر شود. امام علي در اين زمينه مي فرمايد: «صبر ، مدد و کمک هر کاري به شمار مي آيد.»

 

گذشت

خداوند در آيه 85 سوره مبارکه حجر خطاب به رسول اکرم ص مي فرمايد: «وما خلقنا السموات والارض و ما بينهم آ الا بالحق و ان الساعه لاتيه فاصفح الصفح الجميل ؛... و ما آسمان ها و زمين و هر چه در بين آنهاست جز براي مقصودي صحيح و حکمتي بزرگ خلق نکرديم و البته ساعت قيامت خواهد آمد. اکنون تو اي رسول ما از اين منکران ، نيکو در گذر»

امام کاظم ع در تفسير اين آيه شريفه مي فرمايد: «صفح جميل يعني گناهي را مورد عقوبت و سرزنش قرار ندادن» 17 از سفارشات حضرت خضر به حضرت موسي اين بود که کسي را به جهت خطا مورد سرزنش قرار ندهد. بر اين اساس مي توان گفت از ديگر ويژگي هاي معلم نمونه ، گذشت و اغماض است که در رفتار و اعمال معلم بزرگ انسان ها در طول تاريخ بشريت يعني رسول اکرم ص از برجستگي خاصي برخوردار است.

در موارد زيادي معلم از شاگردان خود رفتارهاي خاصي را مشاهده مي کند و يا کلمات و جملات غيرمنطقي را مي شنود ، اگر بنا باشد هر بار به خاطر اين رفتارها و يا گفتارها دانش آموزان را توبيخ نمايد نه تنها نمي تواند استعدادهاي نهفته در درون شاگرد را کشف کند و به فعليت برساند بلکه باعث مي شود تا دانش آموزان نسبت به او دلسرد شده و احترامي را که بايد براي او قائل شوند ، از ميان بردارند.

معلم نمونه بايد هميشه به خاطر داشته باشد که گاهي ناديده گرفتن ها و گذشت کردن ها بيشتر و بهتر از تنبيه و اخراج مي تواند اثر تربيتي بر دانش آموز داشته باشد.

امام علي مي فرمايد: «کسي که کارش را با رفق و مدارا انجام دهد ، برترين مردم است.» در تعاليم اسلامي ، تغافل از خطاهايي که از ديگران سر مي زند در حالي که آدمي از آن خطاها اطلاع دارد ، جزو شريف ترين اخلاق انسان کريم بر شمرده شده است. بنابراين معلم نمونه بايد خطاهاي دانش آموزان خود را ناديده گرفته و با اتخاذ رفتاري منطقي و صحيح آنها را متوجه خطا و اشتباه خود نموده و راه صحيح را به آنها نشان دهد.

اما اگر به جاي برخورد صحيح و منطقي با خطاهاي دانش آموزان ، با آنان بدرفتاري نموده به اصطلاح عکس العمل منفي نشان بدهد ، تنها باعث مي شود که دانش آموزان به او دلسرد شده و در نتيجه معلم نمي تواند هدف اصلي خود يعني تربيت آينده سازان جامعه را دنبال کند.

 

صداقت

صداقت و راستگويي در فطرت آدمي نهاده شده و آدمي ذاتا به آن متمايل است.

خداوند متعال نيز در قرآن از مردمان مي خواهد از صادقين و راستگويان باشند. امام علي ع يکي از صفات پرهيزکاران را صداقت در گفتار مي داند. صداقت و راستگويي روح و حقيقت گفتار است.

امام علي در خطبه نهج البلاغه مي فرمايد: «صداقت در گفتار را که خداوند به فردي در ميان مردم عطا کند بهتر از ثروتي است که کسي بر ديگران به ارث گذارد.»

يکي از نشانه هاي واقعي دانشمندي اين است که فرد به جايي برسد که تازه مي فهمد چيزي نمي داند و جهاني از مجهولات او را احاطه کرده است. لذا معلم نيز نبايد انتظار داشته باشد که به همه چيز احاطه داشته باشد و همه چيز را به خوبي بداند چرا که ارزشمندي انسان تنها در پرتو معلومات نيست.

معلم موفق بايد خلاق بوده و پيوسته در پي راه هاي تازه اي براي افزودن معلومات خود باشد

آنجا که معلم مطالبي را نمي داند بايد صداقت در گرفتار داشته و به جاي متوسل شدن به شرح و بيان مفصل ، به راحتي به عدم علم خود اقرار کند. اين اقرار و اعتراف نه تنها معلم را خوار و ذليل نمي کند بلکه بر عظمت و تعالي او نيز مي افزايد. امام باقر در اين زمينه مي فرمايد: «آنچه را که مي دانيد بر زبان آوريد و درباره مطالبي که نمي دانيد بگوييد خدا آگاه تر و داناتر است.»

 

حفظ شخصيت دانش آموزان

تربيت کاري ظريف و دشوار است و گذرگاه هاي سخت و دشوار دارد. معلم همواره بايد شخصيت دانش آموز را حفظ کند و عذر دانش آموز را بپذيرد. خداوند در آيات زيادي از تکريم شخصيت انسان و سجده فرشتگان به او سخن مي گويد. در روايات اسلامي از سرزنش کردن ديگران به شدت نهي شده است.

امام صادق در اين زمينه مي فرمايد:«کسي را مورد شماتت و سرزنش قرار مده زيرا ممکن است خداوند به او ترحم کند و تو را به آن مبتلا کند.» معلم و مربي نمونه بايد با حفظ شخصيت دانش آموز با خطاي او برخورد نمايد تا وي متوجه خطا و اشتباه خود شده و در صدد جبران آن برآيد چرا که شخصيت ، بزرگترين سرمايه معنوي دانش آموز است که اگر ناديده گرفته شود و مورد تحقير قرار گيرد ، در آينده باعث مي شود فرد خطاکار فاجعه هاي بزرگ بيافريند. لذا بر همين اساس است که معلم بايد بکوشد تا هميشه شخصيت دانش آموزان را حفظ کرده و با نگهداشت آبرو و عزت شاگردان مسائل تربيتي را به آنان بياموزد و به مرحله اجرا در آورد.

يکي از دستوراتي که در قرآن کريم خطاب به همه مومنان آمده است ، پرهيز از مسخره کردن يکديگر است.

خداوند مي فرمايد: «ياءيها الذين ئامنوا لا يسخر قوم من قوم عسي ائن يکونواخيرا منهم ؛... اي کساني که ايمان آورده ايد هرگز نبايد قومي قوم ديگر را مسخره و استهزاء کند. شايد آن قوم که مسخره مي کنيد، بهترين مومنين باشند. پيامبرص در اين زمينه مي فرمايد: «هيچ مسلماني را کوچک نشماريد زيرا که کوچک آنان نزد خدا بزرگ است.»

حضرت موسي ع تمسخر را جهالت مي داند و مي فرمايد: «اءعوذ بالله ائن اءکون من الجهلين» خداوند متعال انسان ها را با روحيات متفاوت آفريده است. بعضي از انسان ها بسيار پر جنب و جوش ، بعضي بسيار احساساتي و برخي آرام و گوشه گير هستند. بنابراين لازمه برخورد صحيح و متناسب با اين افراد شناخت دقيق آنهاست.

معلم نمونه معلمي است که اين روحيات را شناخته و متناسب با همان روحيات با شاگردان خود برخورد نمايد و هرگز شاگردي را به علت برخورداري از يک خصيصه يا به علت ضعف هوشي مورد تمسخر و عيب جويي قرار ندهد.

معلم زماني مي تواند در برخورد صحيح با شاگردان خود موفق عمل کند که خود را به جاي شاگردان قرار دهد و همواره کودکي و نوجواني را به ياد داشته باشد.

 

تنبيه و تشويق

قرآن کريم در آياتي هدف از ارسال پيامبر به سوي امت را تشويق و تنبيه و ترسانيدن از عذاب الهي که در صورت عدم اطاعت از حق تعالي گريبانگير فرد مي شود ، بيان مي کند.

تشويق و تنبيه از اصول مهم اخلاقي است که مورد پذيرش و تاکيد مکتب اسلام است. تشويق دانش آموز باعث تقويت وي شده و در عين حال تنبيهي است براي دانش آموزاني که سستي و اهمال به خرج داده و به درس و فعاليت درسي بي رغبت هستند و اين خود زمينه اي مي شود تا اين گروه از دانش آموزان از غفلت و اتلاف وقت دست بردارند و به فعاليت هاي درسي علاقمند شوند.

امام علي ع در اين زمينه مي فرمايد: «گنهکار را به وسيله پاداش دادن به نيکوکار تنبيه کن.» تشويق بايد به موقع انجام گيرد و البته نبايد به کيفيتي باشد که مايه غرور و غفلت دانش آموز يا خاموش شدن فعاليت ها و نظم و انضباط وي شود. تشويق بايد عامل رشد باشد نه انحطاط.

تنبيه نيز بايد به منظور آگاهي دادن باشد نه انتقام گيري و به گونه اي باشد که فرد خطاکار متوجه بشود که استحقاق تنبيه را دارد نه اينکه با خود گمان کند به وي ظلم شده است.

 

خودسازي وظيفه اوليه معلم نمونه

آنچه تاکنون در ارتباط با رفتار معلم با شاگردان بيان نموديم ، در صورتي محقق خواهد شد که معلم ابتدا در وجود خود دست به سازندگي زده و در اعمال و گفتارش دقت نموده و ميان آنها هماهنگي لازم را ايجاد نمايد. معلم بايد با تدبر و تفکر در وجود خويش و سازندگي روحي و اخلاقي خود اين ويژگي هاي بيان شده را در خود ايجاد کرده و هميشه زنده نگه دارد تا بتواند بر دانش آموزان تائثير نهاده و آن ها را هدايت و راهنمايي کند. راز و نيازها و مناجات هاي رسول اکرم پيش از بعثت در غار حرائ و کسب آمادگي براي پذيرش مسووليت خطير و مهم تعليم و تربيت انسان ها که در جهلي بي سابقه فرو رفته بودند ، بهترين گواه بر اين مدعاست.

يک معلم براي اينکه بتواند اين ويژگي ها را در خود بوجود آورد بايد مقدماتي را طي کند تا بتواند در اين مسير گام بردارد.

در روايتي آمده است حواريون از عيسي ع پرسيدند: با چه کسي همنشين شويم؟ عيسي ع فرمود: «با کسي که ديدن او شما را به ياد خدا بيندازد و سخن او بر دانش شما بيفزايد و علم او شما را نسبت آخرت متوجه و مايل سازد. خداوند در آيات زيادي خطاب به رسول اکرم ص دستور مي دهد که با نيکان هم نشين شده و از ظالمان و گنهکاران روي گرداند.» اين خطاب در حقيقت خطاب به همه مردمان است تا با همنشيني با نيکان و دوري گزيدن از ستمکاران به قرب خدا نايل آيند.

يک معلم نمونه بايد همواره در تلاش و کوشش براي کسب معارف و مطالب علمي تازه و نوين باشد. به عبارت ديگر بايد از لحاظ معرفتي و علمي همگام با زمان پيش برود و تنها خود را محدود به اندوخته ها و دانش هاي قبلي نکند بلکه با مطالعه از علوم جديد هم اطلاع يابد و همواره اطلاعات روز را به شاگردان خود بدهد. اين مطالعه و يادگيري اطلاعات روز هم در تقويت روحيه علمي و معرفتي معلم و هم دانش آموزان مفيد است. معلم همواره بايد بکوشد تا در کارش مداومت داشته باشد. بنابراين بر همه عالمان جامعه اسلامي است که با تدبر و تعقل در آيات قرآن و سخنان نوراني پيامبر و اهل بيت ع در زمينه تعليم و تربيت ابتلا به خودسازي پرداخته و سپس به تعليم و تربيت اسلامي دانش آموزان همت گمارند تا بدين وسيله نسلي متعهد و انسان هايي خداشناس و خداجو به جامعه اسلامي تحويل دهند و گام به گام جامعه را به اهداف آرماني اسلام نزديک ساخته و مدينه فاضله را تحقق و عينيت بخشند.

 

گفتارمان مطابق کردارمان باشد

يکي از اساسي ترين اصول و شرايط معلمي ، مطابقت گفتار و کردار است. معلم بايد توجه داشته باشد که ميان رفتار و کردارش با گفتارش وحدت و همبستگي وجود داشته باشد. چنانکه خداوند افرادي را که گفتاري را براي مردم بيان مي کنند و خود عمل نمي کنند را توبيخ مي کند. و امام علي ع چنين افرادي را مورد لعن خدا مي داند و مي فرمايد: «خداوند کساني که امر به معروف کرده ولي خود آن را ترک مي کنند و نهي از منکر کرده و خود آن را انجام مي دهند ، لعنت کند.»

يک معلم براي اينکه سخنش در دل هاي ديگران تائثير بگذارد بايد ابتدا خود به آنچه مي گويد ، عمل کند. امام صادق ع در اين زمينه مي فرمايد: «با غير زبان ، مردم را دعوت کنيد که اگر در شما پرهيزکاري و تلاش و نماز و کار خير مشاهده کنند، اين خود دعوت است.» اين کلام پرمحتواي امام صادق ع نه تنها درس آموزنده براي تمامي آموزگاران و معلمان بلکه براي همه انسان هاست اما معلمان و آموزگاران که ساقه وجودي آينده سازان جامعه اسلامي مان را پرورش مي دهند ، مي توانند با استفاده از اين جمله گهربار الگوي خوبي براي شاگردان خود باشند و دانش پژوهان خود را به کار نيک دعوت کنند و خود نيز الگويي مناسب در زمينه هاي مختلف براي آنان باشند.

 

● نويسنده: زهرا - رضاييان پور

● منبع: روزنامه - جام جم


 

نوشته شده توسط عابدینیان در نوزدهم مهر 1388 ساعت 22:45 موضوع | لینک ثابت


خداوند رحمت كند بنده اى را كه امر ما را زنده كند».

روز معلم را به تمامي همكاران عزيز تبريك ميگويم

 

1ـ عن عَلىٍّ(عليه السلام)قالَ: قالَ رَسوُلُ اللّه (صلى الله عليه وآله): اللّهُمَّ ارْحَمْ خُلَفائى ثَلاثَاً، قيلَ يا رسولَ اللّه وَمَنْ خُلَفائك؟ قال: الَّذينَ يُبَلِّغوُنَ حَديثى وَ سُنَّتى ثُمَّ يُعَلِّمونَهاأُمَّتى; از على(عليه السلام)نقل شده كه رسول خدا(صلى الله عليه وآله) سه بار فرمود: خدايا جانشينان مرا مورد رحمت خود قرار ده. پرسيدند: اى پيامبر خدا، جانشينان تو كيانند؟ فرمود: آنان كه حديث و سنّت مرا تبليغ نموده و آن را به امّتم مى آموزند.(3)

2ـ عبدالله بن صالح هروى مى گويد: از امام رضا (عليه السلام)شنيدم كه مى فرمود: «رَحِمَ اللّهُ عَبْداً أَحْيى أَمْرَنا; خداوند رحمت كند بنده اى را كه امر ما را زنده كند». پرسيدم: چگونه امر شما زنده مى شود؟ فرمود: «يَتَعَلَّمُ عُلُومَنا وَيُعَلِّمُهاالنّاسَ، فَاِنَّ النّاسَ لَوْعَلِمُوا مَحاسِنَ كَلامِنا لاَ تَّبَعُونا; علوم ما را فرا مى گيرد و آن را به مردم مى آموزد. اگر مردم سخنان زيباى ما را بدانند قطعاً از ما پيروى مى كنند...»(4)

3ـ جميل بن درّاج و ديگران از امام صادق(عليه السلام) نقل كرده اند كه فرمود: «بادِروُا أَوْلادَكُمْ بِالْحَديثِ قَبْلَ أَنْ يَسْبِقَكُمْ الَيْهِمُ الْمُرْجِئَةُ; در ياد دادن حديث به فرزندان خود شتاب كنيد پيش از آن كه مرجئه در تعليم آنان بر شما سبقت گيرند»(5)

4ـ امام صادق (عليه السلام) فرمود: «حَدِّثُوا عَنّا وَ لا حَرَجَ، رَحِمَ اللّهُ مَنْ أَحْيى أَمْرَنا; از ما حديث نقل كنيد و احساس سختى نكنيد. خدا رحمت كند كسى را كه امر ما را زنده بدارد».(6)

5 ـ فضيل بن يسار مى گويد: امام باقر (عليه السلام) به من فرمود: «يا فُضَيْل اِنَّ حَديثَنا يُحْيىِ الْقُلوُبَ; اى فضيل! سخن ما دلها را زنده مى كند»(7)

6ـ پيامبر خدا(صلى الله عليه وآله) فرمود: «تَذاكَروُا وَتَلاقَوْا وَ تَحَدَّثُوا;فَاِنَّ الْحَديثَ جَلاءُ الْقُلُوبِ ; اِنَّ الْقُلُوبَ لَتَرينُ كَما يَرينُ السَّيْفُ وَ جَلاؤُهُ أَلحَديثْ; با يكديگر گفتگو و ملاقات داشته باشيد و حديث بگوييد; زيرا حديث مايه روشنى دلهاست. دلها نيز مانند شمشير زنگ مى گيرد و جلاى آن حديث است»(8)

7ـ امام باقر(عليه السلام)فرموده است: «وَ بِالدّارياتِ لِلرّواياتِ يَعْلوُا الْمُؤْمِنُ اِلى أَقْصى دَرَجاتِ الاْيمانِ; پيروان اسلام در پرتو معرفت واقعى و درك حقايق علمى روايات، مى توانند به عاليترين مدارج ايمان نايل شوند»(9)

 ۳ جامع احاديث الشيعه، ج 1، ص 234

4. معانى الاخبار، ص 174

5. كافى، ج 6، ص 47

6. بحارالانوار، ج 2، ص 151.

7. بحارالانوار، ج 2، ص 151.

8. بحارالانوار، ج 2، ص 152.

9. بحارالانوار، ج 1، ص 181.


 

نوشته شده توسط عابدینیان در دوازدهم اردیبهشت 1388 ساعت 19:41 موضوع | لینک ثابت


مهم ترین نیاز بشر در این دنیا، داشتن «حیات طیبّه»است

خدمتگزاری به مردم اعم از آن که مادی یا معنوی باشد در فرهنگ اسلامی، یکی از عبادت های پر اهمیت به شمار می آید. نقل است پیامبر اکرم ـ صلی الله علیه و آله ـ فرمودند: هر کس نیازی از برادر مؤمنش را برآورد مانند آن است که عمری خدای بزرگ را عبادت کرده باشد.[1] مهم ترین نیاز بشر در این دنیا، داشتن «حیات طیبّه» یعنی زندگی پاک است زندگی ای که در آن نه فقط آلودگی هایی مانند دشمنی کردن با یکدیگر،‌حق کشی و حق پوشی وجود ندارد بلکه سراسر آن از عدالت خواهی،‌ صلح، ایثار و کرامت انسانی موج می زند.
خداوند مهربان تحقق «حیات طیبّه» را در گرو ایمان و عمل صالح می داند و در قرآن کریم می فرماید: «هر مرد و زن مؤمنی که عمل شایسته انجام دهند آنان را به حیاتی پاک زنده می کنیم و در آخرت نیز به آنان، بهتر از آنچه انجام داده اند می بخشیم.

از اینرو پیامبران الهی و پیشوایان معصوم ـ علیهم السلام ـ را باید، بزرگ ترین خدمتگزاران به مردم دانست زیرا آنان راههای رسیدن به خوشبختی در دنیا و آخرت را به مردم نشان دادند و در این طریق زحمت های طاقت فرسایی کشیدند بنابراین آشنا شدن با روش رهبران الهی در خدمت کردن به مردم، موجب می شود جوامع دینی بلکه تمام مردم جهان، حقوق واقعی شان را بشناسند و با عمل کردن به آن زندگی ای پاک بیابند. آنچه در این مقاله، مختصراً به آن می پردازیم خدمت رسانی در سیره امام رضا ـ علیه‎ السلام ـ است. آن حضرت برای تحقق «حیات طیبه» در جامعه‌ انسانی، خدمات ارزنده، پربرکت و فراوانی انجام دادند که آن را در چند بخش می توان توضیح داد.
1. خدمات علمی و فرهنگی
از آنجا که پایه های اصلی «حیات طیبه» ایمان و عمل صالح به شمار می آید و آن نیز بدون شناختن معارف الهی حاصل نمی شود. حضرت رضا ـ علیه‎ السلام ـ با پرداختن به مسائل فرهنگی به جامعه اسلامی بلکه تمام عالم انسانی خدمت بسیار بزرگی کردند. این موضوع را از جنبه های مختلفی می توان بررسی کرد.
الف) تبلیغ معارف حقیقی اسلام
دشمنان خدا از بعثت رسول اکرم ـ صلی الله علیه و آله ـ تا به حال کوشیده اند با اجرای نقشه های گوناگون از گسترش جغرافیای تعالیم جهانی و سعادت بخش اسلام جلوگیری کنند. امّا آن حضرت و امامان معصوم ـ علیهم السلام ـ با تلاش پی گیر، دلسوزانه و مخلصانه، به تبلیغ معارف قرآنی بین مردم پرداختند و در این راه مشکلات فراوانی کشیدند و از دادن مال و جان دریغ نکردند در دوره‌ امامت حضرت علی بن موسی الرضا ـ علیهما السلام ـ عباسیان به ویژه مأمون با حمایت کردن از اندیشه های باطل می کوشیدند از گسترش هر چه بیشتر تعالیم وحیانی، میان مردم جلوگیری کنند و نگذارند آنان در مسیر آموزه های پیشوایان معصوم ـ علیهم السلام ـ پیش بروند. در چنین اوضاعی امام رضا ـ علیه‎ السلام ـ تبلیغ معارف حقیقی اسلام را مهم ترین خدمت به مردم دانست از اینرو علاوه بر پرداختن به مسائل مهم اعتقادی، احکام شرعی، مباحث اخلاقی و دیگر معارف دینی را در فرصت های مناسب برای مردم بیان می فرمود.
نقل است هنگامی که مأمون، حضرت رضا ـ علیه‎ السلام ـ را مجبور کرد از مدینه به مرکز حکومت یعنی مرو بیاید، آن حضرت در نیشابور به تقاضای مردم برای آنان سخنرانی کرد و فرمود: پدرم حضرت موسی بن جعفر ـ علیهما السلام ـ از پدرش امام صادق ـ علیه‎ السلام ـ او نیز از پدرش امام باقر ـ علیه‎ السلام ـ او هم از پدرش زین العابدین ـ علیه‎ السلام ـ او نیز از پدرش حسین ـ علیه‎ السلام ـ شهید کربلا، او هم از پدرش علی ـ علیه‎ السلام ـ نقل کرده است که پسر عمویم رسول خدا ـ صلی الله علیه و آله ـ فرمود: جبرئیل به من گفت: شنیدم خدای عزیز و سبحان می فرماید: کلمه‌«لا اله الا الله» دژ محکم من است هر کس در آن آید در امان می ماند. سپس آن حضرت در ادامه فرمودند: البته این موضوع، شرط و شروطی دارد که من یکی از شروط آنم.[3]

 

[1] . علامه مجلسی، بحارالانوار ج93،‌ص 383.
[2] . نحل، 97، تفسیر نمونه، ج11، ص 349 ـ 350.
[3] . پیشوایی، مهدی، سیره پیشوایان، ص 495، مؤسسه تحقیقاتی و تعلیماتی امام صادق ـ علیه‎ السلام ـ چاپ نهم، زمستان 1378.


 

نوشته شده توسط عابدینیان در بیست و یکم فروردین 1388 ساعت 6:35 موضوع | لینک ثابت


كسى كه يك حاجت‏برادرش را برآورد خداوند صد حاجت او را برآورد

 

امام سجاد عليه السلام در رواياتى متعدد به آثارى چون: افزايش درجه خدمت رسانان در آخرت (10) ، آمرزش گناهان (11) ، ياور روز تنگدستى (قيامت) (12) ، مقامات و قصرهاى بهشتى (13) ، پوشش در آخرت (14) و ... (15) تصريح مى‏كند .

جهت اختصار، تنها به روايتى از آن حضرت كه شرح جامع از آثار اخروى خدمت را بيان مى‏نمايد، توجه مى‏كنيم: ابوحمزه ثمالى از امام على بن الحسين عليه السلام چنين نقل كرد:

«من قصى لاخيه حاجة فبحاجة الله بدا ... ; كسى كه يك حاجت‏برادرش را برآورد خداوند صد حاجت او را برآورد . كسى كه اندوهى را از دل برادرش بردارد، خداوند اندوه روز قيامت را از او برطرف سازد; هر قدر هم كه زياد باشد . و هر كس برادرش را كه در مقابل ستمكار قرار گرفته است، يارى دهد، خدا او را هنگام عبور از صراط يارى مى‏كند، در وقتى كه قدمها مى‏لغزد . و كسى كه به دنبال نياز برادر مؤمنش برود و با برآوردن حاجتش او را شاد كند، چنان است كه رسول خدا را مسرور كرده است . و هر كس او را سيراب كند، خدا او را از شراب سر به مهر بهشتى سيراب مى‏سازد . و هر كس گرسنگى او را با طعام برطرف كند، خدا او را از ميوه‏هاى بهشتى سير مى‏كند . و هر كس برهنگى او را بپوشاند خدا او را با جامه‏هاى زربافت و حرير مى‏پوشاند . و اگر با اينكه برهنه نيست، او را لباسى بپوشاند، پيوسته در حفظ خدا است تا هنگامى كه نخى از آن جامه بر تن او باشد . و كسى كه كار مهم برادرش را كفايت كند، خداوند پسران بهشتى را خدمتگزار او مى‏سازد . و كسى كه او را بر مركبى سوار كند، خدا او را در قيامت‏بر ناقه‏اى بهشتى سوار مى‏كند كه فرشتگان به آن مى‏بالند . و هر كس مؤمنى را هنگام مردنش دفن كند، گويا او را از ولادت تا مرگ پوشانده است . و هر كس او را همسرى دهد كه مايه انس و آرامش باشد، خداوند براى او در قبر مونسى به شكل محبوب‏ترين افراد خانواده‏اش قرار مى‏دهد . و كسى كه برادر مؤمن بيمارش را عيادت كند، فرشتگان دور او را مى‏گيرند و دعا مى‏كنند تا وقتى كه از آنجا بيرون رود و به او مى‏گويند: «خوشا به حالت و بهشت گوارايت!» به خدا سوگند برآوردن حاجت مؤمن در پيشگاه خدا محبوب‏تر از دو ماه روزه پى در پى با اعتكاف آن دو ماه در ماه حرام است .» (16)

چنان كه مشاهده مى‏شود، امام سجاد عليه السلام در شرح آثار معنوى و اخروى خدمت‏به مؤمن، انواع متنوعى از خدمت را هم برشمرده است; از خدمت مالى تا آبرويى و از خدمت روحى تا غريزى و اين، نشانگر آن است كه خدمت در تمام ابعاد آن مورد توجه است و تنها در امور اقتصادى و كمكهاى مادى به نيازمندان خلاصه نمى‏شود .

منبع

10 تا 15 . زندگانى امام زين العابدين عليه السلام، مقرم، به ترتيب: ص 226، 274، 271، 275، 269 و 245 . كه به ترتيب از: تفسير برهان، ج 1، ص 44، وافى، ج 3، ص 88، مشكاة الانوار، ص 233، لئالى الاخبار، ص 214، مشكاة الانوار، ص 224 و حلية‏الاولياء، ج 3، ص 159 نقل كرده است .

16 . ثواب الاعمال و عقاب‏الاعمال، ص 325


 

نوشته شده توسط عابدینیان در بیستم فروردین 1388 ساعت 6:1 موضوع | لینک ثابت


گوهر معرفت‏آموز که با خود ببری

خدمت‏به قدر معرفت

در سیره امام حسین علیه السلام خدمت رسانی به هر کسی به اندازه معرفت اوست . زیرا پرسودترین سرمایه هر کسی گوهر معرفت و علم و ادب است و تمام امور زندگی و فلسفه خلقت انسان برای وصول به این مقام است و این سرمایه جاویدان - برخلاف سرمایه‏های مادی - در دنیا و عقبی با انسان همراه است .

همچنان که گفته‏اند:

گوهر معرفت‏آموز که با خود ببری

که نصیب دگران است نصاب زر و سیم

شخصی به حضور پیشوای سوم آمد و عرض کرد: «ای پسر رسول خدا صلی الله علیه و آله، من خون بهایی را عهده‏دار شده‏ام اما در پرداخت آن ناتوانم . به ناچار پیش خود فکر کردم این مشکل را با کریم‏ترین مردم عصر در میان بگذارم و هر چه جستجو کردم کریم‏تر از شما نیافتم .»

امام علیه السلام به او فرمود: «ای برادر! من سه سؤال از تو می‏کنم; اگر یکی را پاسخ دادی 13 بدهی‏ات را می‏پردازم و اگر دو تا را جواب گفتی 23 و اگر همه را صحیح پاسخ دادی تمام بدهی‏ات را خواهم پرداخت!!!»

مرد ناتوان با لحنی عاجزانه گفت: «ای فرزند رسول الله! آیا شخصی مثل شما - که از خاندان علم و شرف و فضیلت هستی - از کسی مثل من سؤال می‏کند؟!»

امام حسین علیه السلام فرمود: «بلی، از جدم رسول خدا صلی الله علیه و آله شنیدم که می‏فرمود: المعروف بقدر المعرفة، نیکی [و خدمت‏به دیگران] به قدر معرفت [آنها] ست .»

مرد گفت: «در این صورت هر چه می‏خواهی بپرس!» و امام با آن مرد چنین گفتگو کرد:

- «کدام عمل، فضیلت‏بیشتری دارد؟»

- «ایمان به خدا»

- «راه نجات از هلاکت چیست؟»

- «اعتماد به خدا»

- «آرایش و زیبایی حقیقی افراد در چیست؟»

- «علم و دانشی که با حلم و بردباری توام باشد .»

- «اگر آن نبود؟»

- «ثروتی که با انصاف و مروت همراه باشد .»

- «اگر آن هم نبود؟»

- «فقر و محرومیتی که با صبر و پایداری تحمل شود .»

- «اگر آن هم نباشد؟»

- «در این صورت بهتر است‏بلایی از آسمان آمده، چنین فردی را نابود کند که او شایسته همین است .»

در اینجا امام حسین علیه السلام خندید و مبلغ هزار دینار به وی عطا کرد . آنگاه انگشتر مبارکش را که نگینی به ارزش دویست درهم داشت‏به عطایش افزود و فرمود: «یا اعرابی! اعط الذهب الی غرمائک واصرف الخاتم فی نفقتک; ای مرد عرب، طلا رابه طلبکارانت‏بده و انگشتر را در مصارف شخصی خود خرج کن .»

مرد بدهکار با خوشحالی تمام هدیه امام را گرفت و در حالی که آیه «الله اعلم حیث‏یجعل رسالته‏» را قرائت می‏کرد، از حضور امام حسین علیه السلام مرخص شد .

منبع:سایت تبیان


 

نوشته شده توسط عابدینیان در سیزدهم فروردین 1388 ساعت 5:59 موضوع | لینک ثابت


خدمتگزار, واژه ای است که با چگونگی عمل و نیت فرد ارتباط دارد.

کسی که مسؤولیتی بر دوش دارد, چه در بعد معنوی و چه در بعد مادی , و درازای کار, مزد دریافت می کند, خدمتگزار نیست گر چه نتیجه تلاش او در راسـتای خدمت به خلق قرار می گیرد. خدمتگزار, واژه ای است که با چگونگی عمل و نیت فرد ارتباط دارد.

 

البته اگر شخصی در انجام وظیفه اش کوتاهی نکرد و آن را به بهترین وجه انجام داد و علاوه , هم و غم خویش را در رفع نارسائیهای زندگی مردم قرار داد تابع یکسری مقررات خشک و دست و پاگیراداری نبود, نام خدمتگزار, بر او زیبنده و شایسته خواهد بود بنابراین , هر خدمتگزار مالا به جامعه خدمت می کند ولی هر خدمتی خدمتگزاری نیست .
معلمی که علاوه برانجام دقیق وظایف , برای رشد و شکوفایی شاگردان , دل می سوزاند,عالمی که علاوه بر تبیین احکام دین , درامور خیر و مسائل زندگی مردم پیشگام است و با مبارزات و فداکاریهایش ,از لذتهای زندگی چشم می پوشد, متمکنی که علاوه برانجان وظایف شرعی , بااموال و دارائیش بانی مراکز سودمند می گردد و به نیازمندان امداد می رساند و بالاخره آن رزمند بسیجی که از ناموس وارزشهای دینی , عاشقانه به دفاع بر می خیزد, همه ,از نمونه های بارز خدمتگزاری بیشمارند. بدینسان می یابیم که در مفهوم خدمتگزاری , گذشت , فداکاری ,ایثار, تحمل سختی و ناگواری و احساس هبستگی به همنوعان نهفته است .
انسان اجتماعی است و در جمع , استعداش شکوفا می گردد انسانها, همانند سنگهایی نیستنداز یکدیگر بی خبر و با هم بی ارتباط بلکه مانند حلقات یک زنجیره اند که حیات و قوامشان در گرو پیوستگی و وابستگی است . به همین جهت , در فرهنگ بشری , همواره , به این مساله توجه گردیده و به تعبیرهای گوناگون , جامعه انسانی به این سو فراخوانده شده است .اندیشه وران و مصلحان , با بیان و قلم , مردم را به تعاطف , تعاضد, همدلی و خدمت رسانی دعوت کرده و آن را از مقومات جامعه واجتماع برشمرده اند.ادیان الهی , که براساس ارزشهای فطری و واقعی استوارند, به این امر عنایت کرده و نقش اساسی را درایجاد و تقویت این روحیه داشته اند و پیامبران و آورندگان پیام الهی , در راس خدمتگزاران جوامع بشری بوده اند. در فرهنگ و معارف اسلامی , به این صفت و عمل شایسته سفارش فراوان شده است . دراین دین بزرگ ,ارزشمندترین مردم , سودمندترین آنان است :
 خیرالناس انفعهم للناس
با توجه به وصعت و گستردگی معنای خدمتگزاری , می توان آن را به دو بخش عمده تقسیم کرد:
1- خدمتهای مادی .
-2 خدمتهای معنوی .
تاسیس مدارس و موسسات , مراکزامداد تلاشهایی از قبیل : امدادرسانی , ساختن مدرسه , دانشگاه , مسجد, پاک , ورزشگاه و...از مقوله خدمات مادی است .
خدماتی مانند: تعلیم ,ارشاد, پاسداری از عقیده واخلاق مردم , تبلیغ دینی , ستیز با متجاوزان , کوشش در راه استقلال و عزت و بالاخره فداکاری و فدا شدن در راه ایمان و عقیده از جمله خدمتهای معنوی شمرده می شوند.
اینک که مقصود مااز به کار بردن واژه خدمتگزاری , دراین مقاله , بیان شد ,اشارتی خواهیم داشت به ارزش واهمیت خدمتگزاری و برخی از جوله های آن .
اسلام و خدمتگزاری
اسلام , در برنامه ها و تعالیم , بر آن است که : جمع اندیشی و جمع زیستی سازگار و با هدف را در پیروان خویش ,ایجاد و تقویت کند به گونه ای که مردمان را[ عیال خدا] بیند. در جهان بینی اسلام ,از یک طرف , مساله خدمت به خلق , مقدمه قرب الهی و نوعی عبادت تلقی شده است واز دیگر سوی , به هر اندازه که انسان در بعد شناخت و معرفت حق تعالی رشد و تکامل پیدا کند, در خدمت به مردم , بیشتر عشق می ورزد زیرا شیفته حق , خدمت به خلق را جدای از بندگی خالق نمی بیند به همین جهت , در انسانهای متعای و فرزانه و آشنایان به جهان بینی اسلامی , حس نوعدوستی و خدمت به خلق و جامعه , بیشتر به چشم می خورد.
پیامبراکرم[ ص] سودمندی و خدمت به مردم را در کنارایمان به خداوند, معیار و ملاک ارزشمندی انسان دانسته و می فرماید:
خصلتان لیس فوقهما من البر شی ء:الایمان بالله والنفع لعباداتالله ... .
ایمان به خدا و نفع رساندن به بندگان او, دو خصلت نیک است که برتر از آن چیزی نیست .
ازاین بیان استفاده می شود که اگر عشق و سوز به مردم , که نمودار محبت به پروردگاراست , بر روح آدمی حاکم گردد و باایمان واعتقاد به خداونددرآمیزد,انسانی خدمتگزار و پرتلاش می سازد که هیچ گاه از خدمت به دیگران غفلت نمی ورزد که بفرموده رسول خدا[ ص] سلمانی غیر از خدمت به برادران مسلم واهتمام در رفع مشکلات آنان نیست :
من اصبح ولم یهتم بامورالمسلمین فلیس بمسلم
در برخی از روایات , خدمتگزاری یک از ویژگیها و مشخصه های اصلی مومنان دانسته شده است: یکی از راویان می گوید:ازامام صادق[ ع] شنیدم که فرمود:
المومنون خدم بعضهم لبعض . قلت : و کیف یکون خدما بعضهم لبعض ؟قال : یفید بعضهم یعضا 5 .
مومنان خدمتگزار یکدیگرند. گفتم چگونه ؟ فرمود: به یکدیگر فایده و سود می رسانند.
اینها و صدها نمونه دیگراز تعالیم دینی دراین زمینه , نشاندهنده پیوندی تنگانگ بین ایمان و خدمتگزاری است .
آنان که خود را مومن می پندارند و به پندار خود, برای قرب به خدا, عزلت می گزینند واز مسوولیتهای اجتماعی روی بر می تابانند, با روح تعالیم اسلام بیگانه و در پیشگاه حق , عذری نخواهند داشت .

خدمت کردن به مردم به معنای برآوردن نیازهای آنان از راههای درست است. این موضوع را به دو لحاظ می توان به مادی و معنوی تقسیم کرد.


 

نوشته شده توسط عابدینیان در پنجم فروردین 1388 ساعت 5:56 موضوع | لینک ثابت


عيد مبارك


 

نوشته شده توسط عابدینیان در یکم فروردین 1388 ساعت 2:38 موضوع | لینک ثابت


نمى شود با يك دست دو هندوانه بر داشت

امير مؤمنان على عليه السلام: مَن اشتَغَل بِغَيرِ المُهِمِّ ضَيعَ الأهَمّ؛(۱) آن كسى كه به امور بى اهميت بپردازد، كارهاى مهم تر را تباه مى كند. از لوازم موفقيت، بررسى و درجه بندى كارها و خدمات و مقدم داشتن امور فورى وفوتى يا پرثمرتر است؛ اگر مسؤولان يك كشور، مهم ترين مشكلات مثل معيشت، اشتغال، ازدواج جوانان، و رفع بلاهايى مثل اعتياد را رها كنند و سرگرم مسائل پيش پا افتاده و روزمره شوند؛ يا خطرناك تر از اين، به نزاعهاى خانمان پرانداز سياسى و اختلافات جزئى بپردازند، و وظايف اصلى خويش را بر زمين گذارند، معلوم است چه بر سر ملت خواهد آمد. حضرت على عليه السلام سبب از هم گسيختگى و فروپاشى نظام حكومت را، تباه ساختن مسائل اصلى و پرداختن به مسائل فرعى، مقدم داشتن افراد فرومايه و دورى جستن از خردمندان معرفى مى كند(۲). در زندگى فردى و يا تدبير يك خانواده نيز بحث اولويت بندى برنامه ها نقش اساسى دارد.

زيرا نمى شود با يك دست دو هندوانه بر داشت امام على عليه السلام مى فرمايد: «إنّ رأيكَ لا يتّسِعُ لِكلّ شَى ءٍ فَفَرِّغه لِلمُهِمّ»؛(۳) همانا فكر و انديشه تو، گنجايش همه كارها را ندارد، پس آن را براى كارهاى مهم فارغ ساز. رفع ظلم پس از شهادت حضرت على عليه السلام، يك روز سوده، دختر عمار بر معاويه وارد شد.

معاويه سوده را سرزنش كرد؛ چون او در جنگ صفين به نفع سپاه حضرت على عليه السلام فعاليت مى كرد.

آن گاه معاويه از سوده پرسيد: براى چه اين جا آمده اى؟ سوده گفت: اى معاويه، خدا تو را به سلب حقوق واجب ما بازخواست خواهد كرد.

تو پيوسته فرماندارى بر ما گسيل مى دارى كه محصولات كشاورزى ما را درو مى كنند و مى برند و مرگ را به ما مى چشانند.

اينك اين بُسر بن ارطاة، فرستاده توست كه مردان ما را مى كشد و اموال ما را مى برد، اگر نمى خواستيم از حكومت مركزى پيروى كنيم، خود اكنون دارنده عزت و قدرت بوديم؛ اگر او را معزول كنى چه بهتر و گرنه ما خود قيام خواهيم كرد... .

معاويه بر آشفت و گفت: مرا به قبيله خويش مى ترسانى.

تو را با بدترين حالت نزد همان «بسر» مى فرستم تا هر چه با تو روا مى داند، انجام دهد. سوده اندكى خاموش ماند؛ گويى در ذهن خود خاطره هايى به شُكوه گذشته را مى كاود.

آن گاه اين شعرها را خواند: «درود خداوند بر آن روان، كه در گور خفت و با مرگ او عدالت و دادگرى به خاك سپرده شد.

او هم پيمان حق و راستى بود و حق را با هيچ چيز عوض نمى كرد؛ حق و ايمان در او يكجا فراهم آمده بود.» معاويه پرسيد: اين چه كسى است؟ سوده پاسخ داد: حضرت على بن ابى طالب عليه السلام، به ياد دارم كه نزد او رفتم و مى خواستم از مأمور جمع آورى زكات شكايت كنم؛ آن گاه رسيدم كه او به نماز بر مى خاست، اما تا مرا ديد به نماز مشغول نشد و با رويى گشاده و مهربان فرمود: آيا حاجتى دارى؟ گفتم: آرى، و شكايت خود را عرض كردم.

آن گرامى همچنان كه بر آستانه نماز خويش ايستاده بود، گريست و آن گاه به خداوند گفت: خدايا، تو آگاه و شاهد باش كه من هرگز فرمان ندادم كه او (آن مأمور) به بندگانت ستم كند، و بى درنگ قطعه پوستى در آورد و پس از نام خدا و آيه اى از قرآن، چنين نوشت:«...آن گاه كه نامه ام را خواندى، دست و بالت را جمع كن تا كسى را بفرستم آن ها را از تو تحويل بگيرد...». و نامه را به من داد.

سوگند به خداوند كه نه آن را بست و نه مهر كرد؛ نامه را به آن مأمور دادم و او معزول گرديد و از نزد ما رفت معاويه پس از شنيدن اين داستان ناگزير فرمان داد كه: هر چه مى خواهد براى او بنويسيد

 

 

ـ درهم واحد پول و از نقره، و دينار پول كلى و از طلا بوده. هر دينار ده درهم بوده است. *

۱) سيد رضى مؤلف نهج البلاغه، ص 65.
۲) الحياة، ج 1، ص 345.277) الحياة، ج 1، ص 371.
۳) غرر الحكم، ج 3638.

 


 

نوشته شده توسط عابدینیان در بیست و نهم اسفند 1387 ساعت 5:54 موضوع | لینک ثابت


ميلاد رسول اكرم (ص)مبارك

حاجات مردم

امام حسین (ع):  آگاه‌ باشيد كه‌ يكی‌ از نعمتهای‌ الهي‌ بر شما حاجات‌ و نيازهای‌ مردم‌ به‌ شما است‌، پس‌ از اين‌ نعمتها بيزار نشويد كه‌ برمی‌گردند و به‌ جايی ديگر می‌روند.


 

نوشته شده توسط عابدینیان در بیست و پنجم اسفند 1387 ساعت 2:33 موضوع | لینک ثابت


منظور از مؤمنان، چه كسانى هستند؟

پيامبر اكرم صلى الله عليه وآله: أنسَكُ النّاسِ نُسكاً، أنصَحُهُم جَيباً و أسلَمُهُم قَلباً لِجميعِ المسلِمين؛(8) عبادت كننده ترين مردم، شخصى است كه خير خواه تر و دل پاك تر باشد نسبت به تمامى مسلمانان.

توجه به مسائل اجتماعى جامعه به اندازه اى اهميت دارد كه در رديف بالاترين عبادتها قرار گرفته است و از عبادتها، پاكى دل، خشوع و خضوع در برابر پروردگار است، قلب پاك و خيرخواهى از اعماق دل نيز از بهترين عوامل سازنده انسان خواهد بود؛ به ويژه كه با كندن دندان طمع خود خواهى، مى توان در راه تهذيب نقش و صفاى دل گام نهاد. امام صادق عليه السلام: «هر مؤمنى كه در حاجت برادر خود اقدام كند و براى او خير انديشى و تلاشى نكند، به خدا و رسولش خيانت كرده است».(9) ابو بصير مى گويد: از امام صادق عليه السلام شنيدم مى فرمود: «هر كس از ياران ما كه يكى از برادرانش - براى حاجتى - از او كمك بجويد ولى او با تمام توان، نهايت تلاش و توان خود را به كار نگيرد يقيناً به خدا و رسولش و همچنين مؤمنان، خيانت كرده است».

پرسيدم: منظور از مؤمنان، چه كسانى هستند؟ حضرت پاسخ داد: «همه، از دوران امير المؤمنين عليه السلام تا آخرين نفرشان».(10) شهيد سعيد يكى از دوستان آية الله سعيدى - كه در زندانهاى طاغوت زير شكنجه به شهادت رسيد - مى گفت: در مسجد شهيد سعيدى، صندوق خيريه و كمك به محرومان داشتيم و همچنان تاپس از شهادت او نيز به خدمت رسانى ادامه مى داد. در همين زمينه روزى براى سركشى و بررسى فرد نيازمندى كه توصيه شده بود، رفتيم، مردى را ديديم، بر روى يك تخت چوبى نشسته و پاهايش قطع شده بود. و قتى ما را شناخت و نام شهيد سعيدى مطرح شد، سرش را به ديوار زد و گريه كرد و شاه را لعنت كرد و در بيان شرح حال خود گفت: قبلاً راننده ماشين مسافربرى بودم كه در يكى از شهرها تصادف كردم و بر اثر آن، دو پايم قطع شد.

اين خانه را حاج آقا سعيدى برايم درست كرد و زندگى مرا ايشان اداره مى كرد.

شبها آخر وقت به اين جا مى آمد و گاهى يكى دو ساعت مى نشست و با من صحبت و شوخى مى كرد .او براى ما نان و روغن مى گرفت و... .

(11) كمك رسانى مخفيانه معلّى بن خُنيس مى گويد: در يكى از شب هاى بارانى، امام صادق عليه السلام در تاريكى شب تنها از منزل بيرون آمده، به طرف «ظله بنى ساعده»(12) حركت كردند.

من هم با كمى فاصله آهسته به دنبال امام روان شدم.

ناگاه متوجه شدم چيزى از دوش امام به زمين افتاد.

در آن لحظه، آهسته صداى امام را شنيدم كه فرمود: «خدايا! آنچه را كه بر زمين افتاد به من برگردان.» جلو رفتم و سلام كردم، امام از صدايم مرا شناخت و فرمود: معلّى تو هستى؟ گفتم: بلى معلى هستم، فدايت شوم! من پس از آنكه پاسخ امام عليه السلام را دادم، دقّت كردم تا ببينم چه چيز بود كه به زمين افتاد.

ديدم مقدارى نان بر روى زمين ريخته است.

امام عليه السلام فرمود: معلى نان ها را از روى زمين جمع كن و به من بده! من آنها را جمع كردم و به امام دادم، كيسه بزرگى پر از نان بود طورى كه يك نفر به سختى مى توانست آن را به دوش بكشد. معلى مى گويد: عرض كردم: اجازه بده اين كيسه را به دوش بگيرم.

فرمود: نه! خودم به اين كار از تو سزاوارترم، ولى همراه من بيا.

امام كيسه نان را به دوش كشيد و راه افتاديم، تا به ظله بنى ساعده رسيديم.

گروهى از فقرا و بيچارگان كه منزل و مسكن نداشتند در آنجا خوابيده بودند، حتى يك نفر هم بيدار نبود.

حضرت در بالين هر كدام از آنها يك يا دو قرص نان گذاشت به طورى كه حتى يك نفر هم باقى نماند.

سپس برگشتيم.

عرض كردم: فدايت شوم! اينان كه تو در اين دل شب برايشان نان آوردى، آيا شيعه هستند و امامت شما را قبول دارند؟ امام عليه السلام فرمود: «نه! ايشان معتقد به امامت من نيستند ؛ اگر از شيعيان ما بودند بيشتر از اين رسيدگى مى كردم»!(13)

 

۸) اصول كافى، ج 4، ص 482.
9) همان، ج 5، ص 344، ح 2.
10) همان، ج 5، ص 344، ح 3.
11) مجله مبلغان، ش 49، ص 111.
12) سايبانى كه مردم روزها براى در امان بودن از گرماى طاقت فرسا زير آن جمع مى شدند و شب هنگام مكان مناسبى بود براى فقرا و افراد غريب كه در آنجا بخوابند.

13) بحار، ج 47، ص 20.


 

نوشته شده توسط عابدینیان در بیست و دوم اسفند 1387 ساعت 5:17 موضوع | لینک ثابت


JavaScript Codes JavaScript Codes

JavaScript Codes  

< : سخن روز   This page is hosted by XM.COM - Free Web Hosting